نوشته‌ها

darwin80

داروینیسم اجتماعی و اخلاق تکاملی

یکی از مسائلِ مرتبط با تکاملِ داروینی، مسالهٔ اخلاق است. لازمه نگاه تکاملی به انسان، تنزل دادن همهٔ آنچه در مورد انسان گفته شده – از جمله مسائل اخلاقی – به سطح حیوانی است. در این نگاه دیگر انسان تمایزی با حیوانات نداشته و اشرفیتی که دین برای او قائل بوده است انکار می‌شود درنتیجه فعل اخلاقیِ دلسوزانه نه تنها پسندیده نخواهد بود بلکه مخالف پیشرفتِ نسل بشریت قلمداد می‌شود.

در این نوشتار بخش کوتاهی از کتاب علم و دین نوشته ایان باربور پیرامون اخلاق تکاملی آمده است:

یکی از اصول تکامل داروینی انتخاب طبیعی است که در آن انسب (مناسب تر) یا اصلح، توسط طبیعت انتخاب می‌شود تا با ادامه پیدا کردن نسل او و حذف شدن غیر انسب ها نسل آینده به سمت اصلاح و تکامل پیش برود. بنابراین اگر انتخاب آگاهانه‌ی انسان در زمان حال بر آینده تأثیر می‌گذارد مساله ارتباطِ هنجارهای اخلاقی با تکامل اهمیت می‌یابد.

darwinاز این رو داروین از مخاطبان خود می‌خواهد تا آگاهانه الگویی را که بقیه‌ی طبیعت (غیر از انسان) نمونه‌هایی از آن را بدست می‌دهند، انتخاب کنند. او هشدار می‌داد که سیاست‌های عاطفی که از اشخاص ضعیف مانند افراد مریض یا معلول، حمایت می‌کرد از پیشرفت آینده جلوگیری می‌کند. این اعتقاد به خوبی با فلسفه اجتماعی فردگرایانه که در آن دوره متداول بود سازگاری داشت. اینگونه بود که نتایج فردگراییِ خشن، مفید قلمداد می‌شد. رقابت میان انسان‌ها و کشمکش تاریخی نژادها – یعنی پایمال کردن مستمر افرادی که از توانایی و انطباق کمتری با محیط برخوردار بودند از سوی افراد تواناتر و منطبق تر با محیط، و نیز بیرون راندن گونه‌های نازل تر به زیستگاه‌های نامطلوب و در بعضی موارد انهدام انواع پستر – ارزشمند تلقی می‌شد.

استعمارگرایی انگلستان بر اساس چنین مبانی‌ای توجیه پذیر بود. نوشته‌های اسپنسر در آمریکا تا حدودی به دلیل آنکه می‌توانست برای دفاع از تنازعِ رقابت جویانه‌ی سرمایه داریِ اقتصادِ آزاد به کار گرفته شود، پرطرفدار بود. وی که بقا از جهت زیست شناسی را معیار پیشرفت قرار داده بود نتوانست مبنای مناسبی برای رد توسل به اسلحه فراهم سازد درنتیجه تلاش کرد انسب بودن یک ملت را در میدان جنگ به ثبوت برساند…

علم و دین، ایان باربور، گزیده ای از فصل سوم

برای اطلاع بیشتر مقاله اخلاق در اسارت ژن ها را مطالعه کنید

darwin80

حل مسائل علمی با اخراج و ارجاع به دادگاه

یکی از دستاویزهایی که برخی علمگرایان افراطی برای سرکوبی دین انجام میدهند، سختگیری های کلیسا بر دانشمندان در قرون وسطی و رنسانس است. چنانکه ادعا میکنند کلیسا با برگزاری دادگاه در مقابل گزاره های علمی ایستادگی می کرد. جدای از اینکه تا چه میزان این ادعا مستند صحیحی دارد و آنچه نقل شده توسط چه کسانی نقل شده، می بینیم که امروزه همین شیوه برخود با گزاره های علمی این بار توسط مدعیان علم انجام میگیرد. امروزه در محافل علمی کسی حق نقد داروینیسم را ندارد و با شیوه های مختلفی همچون اخراج از کار، تهدید، و یا ارجاع موضوع به دادگاه مواجه میشود. در کلیپی که در این پست برای شما قرار داده ام، می بیند که خبرنگاری که اعتقادات مذهبی ندارد و صرفا به خاطر مطرح کردن نظریه طرح هوشمند که در مقابل نظریه تکامل است، تهدید شده، و برخی نیز برای اثبات نظر خود در مورد طرح هوشمند به دادگاه متوسل شده اند.

یکی از روزهای های سال، در کشورهای غربی به نام روز آزادی آکادمیک نامگذاری شده است. نکته جالب اینکه خود داروین به اندازه پیروانش تعصب نداشته و دعوت به آزاد اندیشی کرده است از این رو برخی سایت ها این روز را تبریک گفته و از مخاطب می خواهند که در ارتباط با این موضوع عکس داروین را که دعوت به آزاد اندیشی علمی می کند در صفحات فیسبوک و وبلاگشان منتشر کنند.

darwin

آدرس تصویر: سایت uncommondescent.com

limit0

بررسی احتمال پیدایش یک سلول زنده به صورت اتفاقی

به گفته برخی دانشمندان برای تشکیل ساده‌ترین موجود زنده، حداقل نیاز به ۲۵۰ پروتئین است. بنابراین باید ۲۵۰ پروتئین به صورت کامل تشکیل شده و در کنار یکدیگر قرار بگیرند. سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که احتمال تشکیل چنین موجودی به صورت اتفاقی چه قدر است؟ Protein

البته باید در نظر داشت این گونه مطرح کردن این سوال، تقریبا ساده ترین شکل آن است زیرا احتمالات، صرفا به تشکیل ۲۵۰ پروتئین اختصاص ندارد بلکه احتمال اینکه هر کدام از این ۲۵۰ پروتئین در مکان های جداگانه و دور از دیگر پروتئین ها تشکیل شود بسیار بالا و  به بزرگی وسعت دنیاست و جهان به میزان غیر قابل تصوری بزرگ است. به عبارت دیگر نه تنها برای تشکیل این موجود زنده باید ۲۵۰ پروتئین تشکیل شود بلکه باید این ۲۵۰ پروتئین در کنار هم باشد حتی اگر ۲۰۰ پروتئین در کنار هم باشند اما ۵۰ پروتئین ۳ متر آن طرفتر باشد همه ۲۵۰ پروتئین بی‌خاصیت شده و موجود زنده ای تشکیل نمی‌شود. از طرف دیگر وسعت دنیا به قدری زیاد است که هنوز بشر نتوانسته ادعای دقیقی در مورد اندازه آن داشته باشد و هرچه وسعت جهان بزرگتر باشد احتمال کنار هم قرار گرفتن این ۲۵۰ پروتئین ضعیفتر شده و به صفر میل می‌کند و اگر ادعای برخی که می‌گویند جهان بی‌نهایت است را بپذیریم احتمال قرار گرفتن۲۵۰ پروتئین در کنار هم یک بر روی بینهایت است که در ریاضیات صفر قلمداد می شود.

limit0

همچنین زمان تشکیل شدن این پروتئین ها نیز در این احتمالات دخالت دارد زیرا اگر ۲۰۰ پروتین در مکان الف به وجود بیاید و در اثر عواملی مانند گرما و … از بین بروند سپس ۵۰ پروتئین دیگر در زمانی دیگر در همان مکان پیدا شوند باز هم موجود زنده ای در کار نخواهد بود بنابراین بزرگی این احتمال؛ یعنی متفاوت بودن پیدایش ۲۵۰ پروتئین در یک زمان، نیز به وسعت و بزرگی زمان است. علاوه بر اینکه کنار هم قرار گرفتن ۲۵۰ پروتئین در یک زمان و در یک مکان برای تشکیل موجود زنده کافی نیست زیرا اگر فرض کنیم این ۲۵۰ پروتئین در هنگامی که میخواهند تشکیل شوند و یا کنار هم قرار بگیرند، در محیط بسیار نامناسبی قرار داشته باشند. در این صورت نیز با وجود همه پروتئین ها، باز هم موجود زنده ای در کار نخواهد بود. و از آنجا که پروتئین ها به محیط ویژه ای برای بوجود آمدن و ماندگاری احتیاج دارند و سرما و گرمای بیش از حد باعث از بین رفتن آنها می‌شود احتمال تشکیل اتفاقی این پروتئین ها محدود و محدود تر میشود و درنتیجه احتمال تشکیل آنها طبق طرح قبلی بزرگتر و قدرتمندتر می شود. برای طولانی تر نشدن این مطلب از میزان PH محیطی که پروتئین در آن قرار دارد و دیگر گزینه ها و موانع که سر راه تشکیل اتفاقی این موجود وجود دارد، چشم پوشی می‌کنیم.

اگر احتمال تشکیل موجود زنده به صورت اتفاقی با در نظر گرفتن دو شرط اساسی زمان و مکان، تا این حد کوچک و در حد صفر است، پس نقطه مقابل آن یعنی تشکیل موجود زنده بر اساس برنامه، احتمالی نزدیک به ۱۰۰ دارد. با این حال برخی تمایل دارند به همان احتمال نزدیک به صفر دل ببندند تا بهانه ای برای انکار وجود طرح هوشمند و لوازم آن بیابند. حال این انسان مختار و صاحب خرد و عقل است که کدام یک از این دو احتمال را ترجیح بدهد.

در این مورد کلیپی کوتاه آماده شده است که در اختیار شما قرار گرفته است.

دانلود کلیپ بررسی احتمال پیدایش یک سلول زنده به صورت اتفاقی

 

 

Expelled_No-Intelligence-Allowed

گفتگوی داوکینز و سازنده مستند اخراج شده

آقای داوکینز یکی از تئوری پردازان معاصر داروینیست است که شدیدا با دین داری و خدا مخالف است. او در کتاب های خود سعی کرده به روش های مختلف خدا را انکار کند. برخی نیز در داخل کشور تمایل به پیروی از اندیشه های او دارند. با چشم پوشی از کم اطلاعی یا به تعبیر دقیق تر؛ بی اطلاعی داوکینز از مسائل فلسفی که در مورد آنها اظهار نظر کرده است، درماندگی او در مقابل کسی که تخصصی در مسائل دین و کلام و فلسفه ندارد این سوال را به ذهن می آورد که : او که از جواب دادن به یک مستند ساز، درمانده می شود، اگر مستقیما با متخصصین دینی مواجه شود چه حالی پیدا خواهد کرد؟

dawkins

در کلیپ زیر این گفتگو برای دانلود در اختیار شما قرار داده شده است.

 

 

darwin80

داروینیسم و آزادی بیان

یکی از مهمترین مسائل کلامی مساله علم و دین و رابطه بین آن هاست. این مساله به طور خاص از دورانی که علم تجربی در اروپا رشد سریع‌تری پیدا کرد و منجر به مخالفت در مقابل برخی گزاره‌های کلیسا شد، اهمیت دو چندانی یافت. در اینکه موضع اسلام در مواجه با علم تجربی چیست کتاب های فراوانی نوشته شده است اما این مساله به طور خاص اکنون مورد نظر بنده نیست. بلکه موضوعی که در این گفتار کوتاه به آن خواهم پرداخت مساله تکامل داروینی یا فرگشت است. این مساله از جنبه‌های مختلفی قابل بحث است. ریشه تاریخی تکامل گرایی، مدارک تکامل، تحولاتی که این نظریه وجود داشته است و وضعیت کنونی آن در محافل علمی قابل بحث است. از آنجا که این نظریه منجر به شکاکیت و یا الحاد خود مطرح کننده شده و برخی از آن به عنوان دستاویزی برای ترویج تفکر الحادی استفاده کرده و می‌کنند، مسائلی همچون تکامل و وجود خدا، اشرف بودن انسان ها و تکامل، اخلاق و تکامل نیز مورد بحث قرار گرفته و می‌گیرد.
می‌توان گفت تفکر داروینیسم و نه لزوما نظریه داروین به عنوان بت در محافل علمی مخصوصا غربی پرستش می‌شود به طوری که اجازه مطرح شدن هیچ نظری در مخالفت با آن داده نمی‌شود. بنده نیز در مناظرات گوناگونی که پیرامون تکامل و داروین داشته ام به مواردی بر می‌خوردم که طرف مقابل ادعا می‌کرد: اکنون تکامل به عنوان یک حقیقت در جهان پذیرفته شده لذا نباید در مورد آن گفتگو و بحث کرد. گرچه این شیوه جزم گرایانه در مواجه با یک نظریه تجربی، خلاف قواعد تجربی است اما در مورد نقد جزئی تر آن در آینده صحبت خواهم کرد. آنچه در پایان این بخش برای عزیزان در نظر گرفته‌ام مستندی پیرامون برخی دانشمندان، معلمان و … است که صرفا در مورد خلقت گرایی و یا به عبارتی کریشنیسم صحبتی کرده اند، اما یا از محافل علمی اخراج شده یا شغل خود را از دست داده و یا تهدید شده اند.
در مطالب آینده به طور مفصل تری پیرامون داروین و تکامل و مباحث مربوط به آن گفتگو خواهیم کرد.

Expelled_No-Intelligence-Allowed