آیا اسلام مخصوص اعراب یا سفید پوستان است؟

دین اسلام دینی کامل و جامع است که مطابق سرشت آدمی است لذا اگر انسان با فطرت خود به آن روی بیاورد آن را مطابق طینت خود می‌بیند و می‌پذیرد و اختصاصی به نژاد و قوم و زبان خاصی ندارد. در دوران کنونی که نژادپرستی و اعتقاد به برتری نژادی بر نژاد دیگر یکی از آزاردهنده‌ترین خبرهای روز جهان مخصوصاً در کشورهای مدعی فرهنگ و آزادی شده است، اسلام، دین مهربانی، مدعی برابری نژادها از بدو ظهور بوده است. وضعیت امروزه و گذشته بسیار نزدیک سیاه‌پوستان در کشورهای مدعی همچون آمریکا یادآور رفتارهای عرب جاهلیت با سیاه‌پوستان است. کشتن زجرآور فرد سیاه‌پوست توسط گروه زیادی و گرفتن عکس یادگاری با آن و ارسال به‌عنوان کارت‌پستال که به لینچ کردن معروف است تا همین اواخر در آمریکا مرسوم بوده است.

تصاویر زیر مربوط به مراسم لینچ کردن و برخی کارت پستال های تهیه شده از این مراسم است

تبرئه شدن قاتلان سیاه‌پوستان در عمل، و وحشی جلوه دادن رنگین‌پوستان در رسانه‌ها، محروم کردن از حقوق اولیه آرامش و زندگی تنها گوشه ننگین از رفتار در حال وقوع هست. به دلیل همین رفتارهای تبعیض‌آمیز است که می‌بینم گرایش رنگین‌پوستان به اسلام بسیار بیشتر است. چراکه اسلام را مرهمی بر زخم خود می‌بینند. آن می‌بینند که پيامبران خدا مخصوصاً پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هيچ گونه امتياز نژادى و قومى را نمى‏پذيرد و تمام نژادها و زبان‏ها و اقوام و ملّت‏ها در نظرش يكسان است.

خداوند خطاب به همه انسان‏ها مى‏ گويد: «يا ايُّهَا النّاسُ انّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقاكُمْ؛ اى مردم ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (ولى این‌ها ملاك امتياز نيست) گرامى‏ترين شما نزد خداوند باتقواترین شماست».(1)
در حديث معروفى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمده است كه در سرزمين منى (در مراسم حج) در حالى كه بر شترى سوار بود رو به سوى مردم كرد، و اين سخنان را ايراد فرمود: «يا ايُّهَا النّاس! الا انَّ رَبَّكُمْ واحِد وَ انَّ اباكُمْ واحِد، الا لا فَضْلَ لِعَربِىٍ عَلى عَجَمىٍّ، وَ لا لِعَجَمىٍّ عَلى عربىٍّ، وَلا لَاسْوَدٍ عَلى احْمَرٍ وَلا لَاحْمَرٍ عَلى اسْوَدٍ، الّا بِالتَّقْوى، الا هَلْ بَلَّغْتُ؟! قالُوا نَعَم! قالَ لِيُبَلِّغِ الشّاهِدُ الْغائِبَ؛ اى مردم! بدانيد: خداى‏ شما يكى است و پدرتان يكى، نه عرب بر عجم برترى دارد، و نه عجم بر عرب، نه سياهپوست بر گندمگون، و نه گندمگون بر سياهپوست، مگر به تقوا، آيا متن دستور الهى را ابلاغ كردم؟ همه گفتند: آرى! فرمود: اين سخن را حاضران به غائبان برسانند»


  1. سوره حجرات، آيه 13

نظر اسلام در مورد همزيستى با پيروان دیگر ادیان

سؤال: آیا اسلام معتقد است باید دیگران را مجبور به پذیرش اسلام کرد؟ در غیر این صورت راه دعوت به اسلام چیست؟
ازنظر ما مسلمانان تنها آيين صحیح خداوند در اين زمان اسلام است. بااین‌وجود معتقديم بايد با پيروان مذاهب آسمانى ديگر «همزيستى مسالمت‏ آميز» داشته باشيم، خواه در كشورهاى اسلامى زندگى كنند خواه در بيرون آن، مگر كسانى از آن‌ها كه در مقام مبارزه با اسلام و مسلمين برآيند: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِى الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ انْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا الَيْهِمْ انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ؛ خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه به خاطر دين با شما پيكار نكردند و شما را از خانه و وطنتان بيرون نراندند، نهى نمى‏كند، زيرا خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد».(1)
البته ما معتقديم با بحث‏هاى منطقى مى‏توان حقيقت اسلام و تعليمات آن را براى ساير مردم جهان، تبيين و آشكار كرد، و جاذبه اسلام را به‌قدری قوى مى‏دانيم كه اگر به‌درستی تبيين گردد، گروه‏هاى زيادى را به خود متوجّه خواهد ساخت، به‌خصوص در دنياى امروز كه گوش شنوا براى شنيدن پيام اسلام، بسيار است. همچنان که امروزه به علت گسترده شدن ارتباطات بین‌المللی، روزبه‌روز مشاهده می‌شود که تعداد مسلمانان در جهان در حال افزایش است. این پدیده مخصوصاً در کشورهای اروپایی که از فرهنگ و نظم و پیشرفت علمی برخوردارند نشان از این می‌دهد که تازه‌مسلمان شده‌ها، منافاتی بین اسلام و نظم و پیشرفت خود نمی‌بینند. این‌ها همه در حالی است که هجمه شیطانی علیه دین اسلام در رسانه‌های جهان، و همچنین افراطی‌گری‌های برخی منسوبان به اسلام، به نحو چشم‌گیری در حال تبلیغ است. حال تصور کنید اگر این جنگ رسانه‌ای و حماقت داعش مسلک‌ها نبود اکنون اسلام چه جایگاهی داشت.
به همين دليل‏ ما معتقديم: نبايد اسلام را از طريق جبر و فشار به ديگران تحميل كرد: «لا اكْراهَ فِى الدِّين قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَى؛ در قبول دين اكراهى نيست زيرا راه درست از نادرست آشكار شده است».(2)
بلکه بهترین راه دعوت به اسلام عمل كردن مسلمين به دستورهاى جامع اسلام‏ است.« كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ ألسِنَتِكُم ، لِيَرَوا مِنكُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ وَالصَّلاةَ وَالخَيرَ ، فَإِنَّ ذلِكَ داعِيَةٌ؛  مردم را با غير زبان خود [به مذهب خويش] دعوت كنيد، تا پارسايى و سخت كوشى [در عمل و عبادت] و نماز و خوبى را از شما ببينند؛ زيرا اينها، خود [بهترين] مبلّغند.»(3)


  1. سوره ممتحنه، آيه 8
  2. سوره بقره، آيه 256
  3. اصول کافی : ج2 ، صفحه 78

منافات داشتن حجت بودن امام با آیه 165 سوره نساء

اخیرا یکی از دوستان سوالی برای بنده ارسال کردند که بخشی از آن اینگونه بود:
««اصلا چیزی به نام امام زمان بنابه فرمایش خداوند در قرآن سوره نسا آیه 165 وجود ندارد زیرا الله فرمود پس از پیامبران هیچ حجتی وجود نخواهد داشت که آخوندهای عزیز شیعه فرمان الله را در این مورد نیز قبول ندارند و معتقد هستند خداوند والعیاذبالله اشتباه فرموده است، اما هدایتگرانی در هر قرن وجود خواهد داشت که دین اسلام را تبلیغ می کنند…»»
اما در مورد پاسخِ این پرسش باید به چند نکته به صورت کوتاه توجه داشت.
1. مترجم با توجه لحن پرسشی که مطرح کرده است، آیه را عمدا اشتباه ترجمه کرده است و بخشی از آیه را در ترجمه حذف کرده است.
اصل آیه «رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ »به این صورت می باشد. مترجم لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللهِ حُجَّهٌ را به نبودن حجت بعد رسولان الهی ترجمه کرده است در حالیکه از کلمات لِلنَّاسِ عَلَى اللهِ به صورت عمدی چشم بسته است و این منجر به این نتیجه گیری غلط شده است.
آنچه قرآن در این آیه نفی می کند حجت داشتن مردم بر خداوند بعد از رسولان است و این مشکلی با امامت هیچ یک از ائمه ندارد.
2. مفسرین اهل سنت نیز به همین نکته دقت داشته اند و گفته اند که آنچه نفی شده « حجت مردم بر خدا» هست نه هر گونه حجتی.
3. اگر قرار باشد با این آیه بخواهیم حجت را به معنای عام زیر سوال ببریم، لازمه آن نپذیرفتن استدلال همین عزیزان مطرح کننده شبهه است زیرا می شود از آنان پرسید که ایا این سوال شما بر ما حجت است یا نه؟ اگر بگوید حجت نیست پس لازم نیست بپذیریم و اگر بگوید حجت است، سخن خود را نقض کرده است.
4. اگر قرار باشد هیچ حجتی بعد پیامبر اسلام وجود نداشته باشد، حجیت قرآن، و بسیاری از قواعدی فقهی که اهل سنت آن را حجت می دانند را می توان انکار کرد و این چیزی نیست که اهل سنت به آن راضی باشند. به عنوان مثال اهل سنت قیاس را حجت می دانند. آیا باید گفت بنا بر این آیه شما نباید قیاس را حجت بدانید؟!
فخر رازی می‌گوید:
«والذی نذهب إلیه وهو قول الجمهور من علماء الصحابه والتابعین أن القیاس حجة فی الشرع »
گرچه می توان موارد بیشماری از حجت های اهل سنت بعد از پیامبر شمرد، اما به همین میزان اکتفا می شود و این مقدار برای کسی که دنبال حل مساله اش باشد کافی است.
برگرفته از khabarha.blog.ir

سوال: آیا همه انسان ها اشرف مخلوقات هستند؟

با سلام خسته نباشید اینکه میگن انسان ها اشرف مخلوقاتن؟؟ آیا اشرف مخلوقات یک صفت کلیه و به همه ی انسانها داده میشه حتی انسانهای خلافکار یا فقط مربوط به اولیاالله است؟

جواب:

منظور از اشرف در این موارد اشرف بالفعل نیست. یعنی اینطور نیست که همه انسان هم اکنون از همه دیگر موجودات با شرافت تر باشند. بلکه به این معناست که انسان ها قابلیت اشرف شدن را دارند. به دلیل اینکه همین انسان می تواند: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذینَ كَفَرُوا فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
اگر انسان ها تفکر را کنار بگذارند از چهارپایان هم نازلتر می شن: لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
اما قابلیت اشرف مخلوقات شدن برای غیر انسان ها نیست یعنی اونها حتی بالقوه هم اشرف مخلوقات نیستند و این توانایی رو ندارند که اشرف مخلوقات بشن اما انسان این توانایی رو داره اما اینکه انسان اشرف مخلوقات هست دلایلی داره از جمله اینکه خداوند دستور به تکریم بنی ادم داده و تمام دنیا را برای او خلق و مُسَخَّر کرده: وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ
بنابراین انسان اشرف مخلوقات است به این معنا که اگر از قابلیت هایی که به او داده شده به درستی استفاده کند می تواند برترین و با شرافت ترین مخلوق گردد در غیر این صورت دلیلی برای برتری وی بر موجودات دیگر نیست. مخصوصا که دارایی و امکانات موجودات دیگر همچون انسان نیست. پس اگر انسان هم مثلا همچون حیوانات رفتار کند و زندگی کند نه تنها از آنها برتر نیست و حتی مساوی هم نیست.