معارف قرآن – درس دوم

کاربرد واژه «الله» در قرآن کریم

1

کلمه «الله» در قرآن کریم کاربرد زیادی دارد «الله» با مشتقاتش در قرآن 2963 بار تکرار شده است. یعنی به طور میانگین از 6236 آیه، قریب به نیمی از آیات قرآن کریم حاوی کلمه «الله» و مشتقاتش یعنی اله، آلهة و… است. ممکن است چند آیه کلمه «الله» را نداشته باشد، ولی در برخی از آیات چند بار کلمه «الله» ذکر شده است. این فراوانی یا بسامد به ما می گوید که کانون این کتاب خداست. بنابراین در یک کلمه می توان گفت که قرآن کتاب خدا است.

عبارت «قرآن کتاب خداست»، دو معنا می تواند داشته باشد: یک؛ اضافه شدن کتاب(اسم مصدر) به خدا(فاعل). دو؛ اضافه کتاب(اسم مصدر)به خدا(مفعول). تعبیر اندکی دارای تسامح است و ممکن است خیلی دقیق و ادبی نباشد. در اولی -اضافه به فاعل- یعنی کتاب از جانب خدا آمده و خدا ایجادکننده این کتاب است. اما دوم -اضافه اسم یا اسم مصدر یا حاصل مصدر و احیانا مصدر به کتاب- به معنای کتابی است که پیرامون خداست. بنابراین می توان گفت که کتاب خدا، یعنی کتابی که همه تلاشش این است که خدا را به گونه ای معرفی کند.

از مشتقات کلمه الله «آلهة» با اضافه هایش آلهتکم، آلهتهم، آلهتک و تعبیرهایی از این دست در آیات قرآن کریم به معنی معبودهای مشرکان است. این دسته از آیات که حدود صد آیه باشد دقیقا رودروی کلمه «الله» هستند و ما از آنها نیز بحث می کنیم. آنها شریکان مفروضی هستند که مشرکان برای خدا در نظر گرفتند و خداوند از آنها گزارش داده است. اگر اینها را استثنا کنیم، 2811 بار کلمه «الله» با مشتقاتش باقی می ماند که عبارتند از: کلمات «الله» فالله، لِلَّه، بِالله، فلِلَّه، آلله، تَالله. علاوه بر اینها، در قرآن کریم صفات خداوند را که در نظر نگیریم، خود کلمه «الله» بار، ضمایری مثل هو، ک، ایاک، انّا، نحن، انا، انت، نا، که به ذات خداوند اشاره دارد، خود آنها هم از یک بسامد و فراوانی زیادی برخوردار هستند. یعنی خود آنها وقتی به کلمه «الله» اضافه می شود، حجم واژگانی که در قرآن کریم به کلمه «الله» اشاره می کند بسیار بیشتر می شود. حال بیفزایید به این مجموعه، صفاتی را که بعدها درباره آنها بحث می شود؛ از جمله کلمه «ربّ» که بالغ بر 900 بار در قرآن تکرار شده است. این حجم عظیم تکرار کلمه «الله» و برخی از صفات خداوند و ضمایری که به خداوند اشاره دارند، تصدیق خواهید کرد که این کتاب در واقع کتابی است که در اصل مربوط به حوزه خداشناسی است. به نظر می رسد که رسالت اصلی این کتاب این است که خداوند را به گونه ای وارد ذهن، دل و زندگی مردم بکند.

یعنی هم در مقام نظر و هم در مقام عمل مردم مدام به خدا توجه داشته باشند. خدا را بشناسند، نقش خدا را در عالم باور کنند، یگانگی خداوند را با تمام وجود احساس کنند و با خداوند زندگی کنند؛ با ذکر و یاد و توسل و کمک گرفتن از خدا با خداوند زندگی کنند.

با توجه به این از زاویه دیگری هم می توانیم آیات قرآن کریم را که درباره «الله» است یا به گونه ای مربوط به خداوند است طبقه بندی بکنیم:

یک؛ از زاویه معرفت «الله» یعنی آیاتی هستند که مربوط به شناخت خداوند هستند؛ چه شناخت خداوند، چه شناخت صفات خداوند و چه شناخت افعال او.

دو؛ گروه دیگری از آیات، مربوط به خداشناسی نیست، بلکه مربوط به مناسبات انسان ها با خداوند است. این دسته از آیات کمتر در حوزه خداشناسی به کار گرفته می شود و کمتر مورد توجه است، هرچند برای کامل کردن و جامع دیدن معرفت «الله» در قرآن باید اینها مورد توجه قرار گیرد. وقتی نوشته های قرآن پژوهان در این باره ملاحظه می شود، می بینید که عمدتا به سراغ آن دسته از آیاتی رفتند که به گونه ای خداوند یا صفات او را معرفی می کنند. اما آیات بسیاری در قرآن کریم وجود دارند که در آنها مناسبات انسان ها با خداوند بحث می شود. یعنی اینکه خداوند در این آیات به انسان ها می گوید که شما با خداوند چگونه رابطه برقرار کنید. مثلا آیاتی که درباره ایمان به خدا است، خداشناسی نیست، بلکه نسبت انسان به خداوند را بیان می کند . به عبارت دیگر ، این آیات درباره باورمندی، احساس قلبی و تعلق خاطر است. کفر به خداوند، شرک به خدا، توکل به خدا، اعتماد به خدا، استعاذه به خدا، دعا و تقرب به خدا، اخلاص برای خدا، امیدواری به خدا، ترس از خدا، تقوای خدا، لقای خدا و عبادت خدا که در حوزه اخلاقیات هم هستند در  قرآن کریم آمده است. همچنانکه گفتیم این آیات در حوزه معرفت «الله» و خداشناسی کمتر مورد توجه هستند.

ادامه دارد …..

معارف قرآن – درس اول

با این که ما همانند متکلمان و فلاسفه می توانیم از عقل مان استفاده کنیم و درباره خداوند سخن بگوییم چه ضرورتی دارد که از خداشناسی در قرآن بحث شود. برای پاسخ بدین پرسش لازم است که در آغاز از انواع شناخت سخن بگوییم.

holly-quran-book

روش های بدست آوردن حقایق عالم چیست؟

آگاهی یافتن انسان از واقعیت ها و حقایق عالم  به وسیله روش های ذیل ممکن است:

  1. علم حصولی: آدمی پیش استاد می رود مطالعه می کند فکر می کند و آن گاه چیزهایی را به دست می آورد. راه مرسوم برای  غالب مردم دنیا همین راه است. این راه «علم حصولی» نام دارد که متکلمان و فیلسوفان همین راه را طی می کنند. اندیشه ورزی و تعقل، فهم از راه دیدن، شنیدن  لمس کردن و چیزهای دییری که در هر صورت در اختیار انسان است و ابزار فهم آدمیان به شمار می رود.
  2. مکاشفه: راه دوم راه دشوارتری است که راه مکاشفه و راه شهود نام دارد. این کار یک مقداری دشوارتر اسدت و برای هر کسی میسور و ممکن نیست. انسان باید سختی هایی متحمل شود، هرچند گاهی بدون طی کردن سختی ها به انسان الهام می شود و آن الهام ها نیز عمدتا شهودی است؛ یعنی از طریقی کشف های درونی به ذهن و دل انسان القا می شوند و انسان به چیزی علم پیدا میکند. گمان نمی کنم بشود این را انکار کرد چه اینکه برای خیلی ها اتفاق افتاده است که یک دفعه به ذهن شان چیزی خطور می کند بی آن که مطالعه کند و یا پیش استاد برود و حتا در مورد آن بیندیشد. صرفا یک الهام و القا در نفس است و گاهی کار اندکی پیچیده تر می شود. بدین معنا که آدمی باید راه هایی را طی کند، ریاضت بکشد تا بر اثر تزکیه نفس و پاک کردن دل حقایقی بر آیینه دلش منعکس شود. راهی که به عرفا نسبت داده می شود همین است. این راه برای انسان ها نسبی است؛ بدین معنا که برخی از انسان ها کمتر و برای برخی دیگر بیشتر است ولی در هر صورت اصل این راه غیر قابل انکار است
  3. ایمان: انسان می تواند از طریق اعتماد به شخصی به حقایقی دست یابد. همین که کسی به کس دیگری اعتماد می کند آن اعتماد برای انسان زمینه ای را فراهم می کند که انسان بتواند با اعتماد به آن شخص گفتارها و آموزه های او را بشنود و به او ایمان بیاورد و بپذیرد که اینها حقایقی است که آن شخص مورد اعتماد به انسان میدهد. شاید در بحث های معرفت شناسی این کمتر مورد توجه قرار گیرد، ولی به نظر می رسد که این در سطح توده های مردم متعارف است. مثل اینکه کسانی به خبرگزاری هایی اعتماد می کنند و خبرهای آن را قبول میکنند با اینکه نه مکاشفه می کنند و نه این که راه حصول دارند.

گاهی درجه اعتماد عمیق تر می شود و اعتماد نسبت به افرادی است که با عالم ماورای طبیعت سر و کار دارند. صرف همین اعتماد باعث میشود که به گفته ها و آورده ها و به تعبیر دینی به آموزه های دینی ایمان بیاورد و آنها را باور کند. از این رو هنگامی که پیامبری مورد اعتماد مردمی قرار میگیرد و مردم به او ایمان میآورند وقتی او از بهشت، جهنم، قبر، قیامت، لوح، قلم، عرش و چیزهای دیگری که در اختیار بشر نیست و انسان نمیتواند به آنها دسترسی پیدا کند مخالفت می کند و می گوید که اینها درست است. بخش قابل توجهی از باورهای اعتقادی ما مربوط به این راه سوم است. بیشتر انسان ها برای رسیدن به ماورای طبیعت نه راه علم حصولی در اختیار دارند و نه این که همه انسان ها این امکان برایشان وجود دارد که بتوانند با کشف و شهود به همه حقایق عالم دست یابند. به نظر میرسد که ساده ترین راه برای توده های مردم اعم از کسانی که تحصیلات عالی دارند و ندارند این است که یک انسان مورد اعتماد خبرهایی بیاورد و دیگر انسان ها به او اعتماد داشته باشند و سپس به او ایمان بیاورند. البته اعتماد و ایمان پیدا کردن لغزشگاه خیلی عجیب، پیچیده و لغزنده ای است. به وجود آمدن آن اعتماد باعث میشود که انسان همه خبرها و آموزه های او را قبول داشته باشد.

نقش تربیتی اعتقاد به معاد

مرگ و معاد برای بسیاری از مردم معمای ناشناخته و بی‌پاسخ است. اگر کسی معتقد به دین و حیات اخروی نباشد تصور درستی از آخرت و مرگ نخواهد داشت. به همین دلیل می‌بینیم که چنین افرادی معمولاً از مرگ واهمه دارند حتی حاضر نیستند به آن فکر کنند. از طرف دیگر برخی دیگر از همین افراد با انکار معاد، مسیر خود را برای طغیان و سرکشی بازمی‌بینند و به هر عملی که تصورش را می‌کنند دست می‌زنند. اما ايمان به رستاخيز معمّاى زندگى و مرگ را به‌صورت منطقى تفسير و حل مى‏ كند، آثار گوناگونى در زندگى انسان‌ها دارد که به سه مورد اشاره می‌شود:images

جلوگيري از طغيان و سرکشی: اگر انسان خود را منحصر به همین دنیا بداند بدیهی و منطقی است که سعی کند به حداکثر لذات مادی برسد. به همین دلیل از هیچ جنایتی برای رسیدن به لذت فروگذار نخواهد کرد زیرا تصور می‌کند وقتی دنیای او به پایان برسد دیگر بازگشت و حساب‌وکتابی در کار نیست. در این صورت دیگر تنها عاملی که انگیزه برای انجام کارها خواهد غرایز حیوانی خواهد بود و در چنین شرایطی ظلم به ضعیف‌تر، همچون قانون جنگل امری طبیعی شمرده‌شده و زمینه‌ساز تکامل قلمداد می‌شود.

تلاش و امید: اگر انسان بداند در پی این زندگی ، آخرتی وجود دارد و در آن بر اساس کارهای خوبی که در این دنیا انجام می‌دهد پاداش دریافت خواهد کرد، امید و تلاش او دوچندان می‌شود. نقش امید در زندگی انسان از بدیهیات است. حال انسانی را تصور کنید که امیدی به آخرت و پاداش اخروی ندارد. چنین شخصی تا چه اندازه می‌تواند انگیزه برای نیکی کردن و اصلاح خود و تلاش داشته باشد. نرخ بالا خودکشی در بین کسانی که معتقد به آخر نیستند خود گویای پوچ بودن زندگی دنیوی بدون اعتقاد به آخرت است.

تعدیل غرایز در زندگی فردی: غرایز مادی سراسر وجود انسان را فراگرفته است. شاید در زندگی اجتماعیِ فرد، موانعی برای ارضای بی‌حدوحصر آن وجود داشته باشد اما در زندگی شخصی، غرایز هیچ مانعی را جلو خود نمی‌بینند درحالی‌که جلوگیری از این غرایز و ارضای آن‌ها در حد اعتدال حتی در زندگی شخصی نیز ضروری است. اما سؤال اینجاست که آیا شخص معاد باور انگیزه جدی برای جلوگیری از افراط در ارضای غرایض دارد یا شخصی که هیچ اعتقاد به معاد و حساب‌وکتاب ندارد؟ شخص آخرت باور می‌داند که اگر دیگر مردم حضور ندارند، خدا و فرشتگان و مؤمنین ناظر او هستند. او می‌داند در برابر صبری که نشان می‌دهد هم در دنیا فواید مادی به دست می‌آورد و هم در آخرت پاداش خواهد گرفت. او می‌داند که خداوند برای زندگی او برنامه‌ریزی کرده است درنتیجه زندگی خود را به کسی می‌سپارد که در علم و قدرت همتا ندارد.

بنابراین اصل معاد و دین‌باوری نقش فراوانی در زندگی شخصی و اجتماعی و اخروی انسان‌ها دارد.

 

دستِ خالی مکاتب بشری در توصیه به صبر

مکاتب تربیتی بشری و روان‌شناسی باوجوداینکه اذعان می‌کنند که صبر فضلیت اخلاقی بزرگي است، اما برای تشویق مردم به صبر و کسب این فضلیت دست‌خالی هستند؛ گرچه  براي توصيه به صبر  در برخی موارد از راه‌هایی استفاده کرده‌اند كه به‌طورکلی می‌توان ادعا کرد بی‌اثر نیست؛ اما براي ترغيب مردم به کسب فضلیت صبر در بعضي موارد دليل و شيوه مناسبي در اختيار ندارند. به‌عنوان‌مثال براي تشویق به صبر و تحمل در برابر برخی از مشکلات که در زندگی پیش می‌آيد و گاهي منجر به شکست می‌شود، توصیه می‌کنند که شکست‌ها را دوباره ارزیابی کرده و آن را پلی برای پیروزی در نظر بگیرند. مثلاً ورزشكاری که در میدان مسابقه شکست خورد باید تلاش بیشتری ‌كند مهارت و توانمندي بيشتري كسب كند و از شکست خود درس بگیرد تا مسابقه بعد پيروز شود. اصولاً همین شکست‌ها مقدمه پیروزی در بسیاری از امور ده است . افراد بلندهمت به‌راحتی ناامید نمی‌شوند و صحنه را خالي نمی‌کنند. پس شكست و زمین خوردن، و سایر گرفتاری‌ها و مشكلات می‌تواند عاملی برای رشد و ترقی انسان و پله‌ای براي بالا رفتن او و رسيدن به سعادت باشد.

آرامش-اعصاب
توصیه فوق يكي از شيوه‌هاي صاحب‌نظران این مکاتب برای تربیت افراد و تقویت روح صبر و استقامت در دیگران است. اما در بعضي موارد اين مكاتب راهي براي توصيه مردم به صبر و تحمل ندارند. فرض كنيد در حوادث و بلاياي طبيعي كه باعث ويراني و كشته شدن افراد بی‌گناه مي‌شود، حوادثی مردن نزدیکان، مریض شدن خود افراد مخصوصاً مریضی لاعلاج، معمولاً کمتر انسانی در چنین مواردی آرام و بی‌تفاوت ديده مي‌شود. در چنين موقعيت‌هايي اين مكاتب چگونه مي‌توانند مصيبت‌زدگان را به آرامش دعوت كنند؟ غير از اين‌كه تلاش كنند با تلقیناتی ايشان را تسلي بدهند؛‌ از قبيل اين‌كه زندگی همین است،‌ ویژگی طبیعت همین است.هر چيزي زماني از بين می‌رود؛ و يا اين‌كه اتفاقات طبيعي در كنار فوايد فراواني كه دارد، لازمه آن‌ها بعضي خرابي‌ها و مشكلات است و چاره‌ای از آن نيست. ولی واقعيت این است که این حرف‌ها نمی‌تواند تأثیر چندانی بر بي‌تابي‌هايي كه گويا انعکاس طبیعی اين حوادث است، داشته باشد. كمتر كسي مي‌تواند خود را در برابر مصيبت حفظ و از جزع‌وفزع خودداري كند؛ مگر كساني که خودساخته باشند.
منطق بشری راه‌حلی براي توصيه به صبر در این قبيل مشکلات ندارد. فقط دین است که براي تبيين همه اتفاقات و دعوت به صبر و تحمل در برابر همه مشکلات راه چاره دارد. يكي اين است كه مؤمنان در برابر هر مصیبتی در دنيا اجر و پاداشی را در آخرت از خداوند دريافت مي‌كنند. در این زمینه روایات زیادي واردشده است؛ ازجمله اين روایت كه مؤمني که در دنيا به مشكلاتي مثل بیماری یا فقر مبتلا بوده، وقتي در روز قيامت پاداش‌هايی كه خدای متعال به او عطا کرده را مي‌بيند، آرزو می‌كند ای کاش همه عمرم با فقر و گرفتاري گذشته بود تا پاداش بيشتري دريافت مي‌كردم! اين مسئله براي کسی که اعتقاد به دین ندارد، قابل‌فهم نيست و طبعاً او هم از چنين پاداشي برخوردار نمي‌شود؛ چون اين اجر و ثواب فقط به افراد مؤمن داده مي‌شود.
در مکتب دین، وقتی نعمتی به دست می‌آید با درست استفاده کردن و شکر آن را بجا آوردن وعده ثواب داده شده است، این خود علاوه بر بهره‌مندی از خود نعمت و آرامش  استفاده از آن، آرامش دوچندانی در اثر امید به ثواب برای انسان به ارمغان می‌آورد. وقتی هم نعمتی از انسان گرفته شد ازآنجاکه انسان دین‌دار به همه نعمت‌های دنیا به‌عنوان امانت الهی نگاه کند، پس گرفتن آن برای او مصیبت نمی‌شود و تحملش برای او راحت است. نکته درخور توجه اینجاست که در برابر این فقدان نیز برای او پاداشی در نظر گرفته می‌شود. یعنی اول که نعمتی داشت می‌داند که با خوب استفاده کردن از آن پاداش خواهد گرفت و بعد که از دست داد می‌داند چیزی که برای خودش نبوده را از دست داده و اگر صبر کند پاداش خواهد گرفت. اینجا تفاوت آرامش دینی با آرامش‌های خیالی روشن می‌شود. در دین است که می‌توان امیدوار بود که در اثر مصیبت واردشده، رحمت دنیا و آخرت نصیب انسان شود اما انسان بی‌دین در مقابل از دست دادن عزیزان خود چه چیزی برای آرام کردن خود دارد؟ چه امید و انگیزه‌ای برای صبر کردن دارد؟

آیا اسلام مخصوص اعراب یا سفید پوستان است؟

دین اسلام دینی کامل و جامع است که مطابق سرشت آدمی است لذا اگر انسان با فطرت خود به آن روی بیاورد آن را مطابق طینت خود می‌بیند و می‌پذیرد و اختصاصی به نژاد و قوم و زبان خاصی ندارد. در دوران کنونی که نژادپرستی و اعتقاد به برتری نژادی بر نژاد دیگر یکی از آزاردهنده‌ترین خبرهای روز جهان مخصوصاً در کشورهای مدعی فرهنگ و آزادی شده است، اسلام، دین مهربانی، مدعی برابری نژادها از بدو ظهور بوده است. وضعیت امروزه و گذشته بسیار نزدیک سیاه‌پوستان در کشورهای مدعی همچون آمریکا یادآور رفتارهای عرب جاهلیت با سیاه‌پوستان است. کشتن زجرآور فرد سیاه‌پوست توسط گروه زیادی و گرفتن عکس یادگاری با آن و ارسال به‌عنوان کارت‌پستال که به لینچ کردن معروف است تا همین اواخر در آمریکا مرسوم بوده است.

تصاویر زیر مربوط به مراسم لینچ کردن و برخی کارت پستال های تهیه شده از این مراسم است

تبرئه شدن قاتلان سیاه‌پوستان در عمل، و وحشی جلوه دادن رنگین‌پوستان در رسانه‌ها، محروم کردن از حقوق اولیه آرامش و زندگی تنها گوشه ننگین از رفتار در حال وقوع هست. به دلیل همین رفتارهای تبعیض‌آمیز است که می‌بینم گرایش رنگین‌پوستان به اسلام بسیار بیشتر است. چراکه اسلام را مرهمی بر زخم خود می‌بینند. آن می‌بینند که پيامبران خدا مخصوصاً پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هيچ گونه امتياز نژادى و قومى را نمى‏پذيرد و تمام نژادها و زبان‏ها و اقوام و ملّت‏ها در نظرش يكسان است.

خداوند خطاب به همه انسان‏ها مى‏ گويد: «يا ايُّهَا النّاسُ انّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقاكُمْ؛ اى مردم ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (ولى این‌ها ملاك امتياز نيست) گرامى‏ترين شما نزد خداوند باتقواترین شماست».(1)
در حديث معروفى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمده است كه در سرزمين منى (در مراسم حج) در حالى كه بر شترى سوار بود رو به سوى مردم كرد، و اين سخنان را ايراد فرمود: «يا ايُّهَا النّاس! الا انَّ رَبَّكُمْ واحِد وَ انَّ اباكُمْ واحِد، الا لا فَضْلَ لِعَربِىٍ عَلى عَجَمىٍّ، وَ لا لِعَجَمىٍّ عَلى عربىٍّ، وَلا لَاسْوَدٍ عَلى احْمَرٍ وَلا لَاحْمَرٍ عَلى اسْوَدٍ، الّا بِالتَّقْوى، الا هَلْ بَلَّغْتُ؟! قالُوا نَعَم! قالَ لِيُبَلِّغِ الشّاهِدُ الْغائِبَ؛ اى مردم! بدانيد: خداى‏ شما يكى است و پدرتان يكى، نه عرب بر عجم برترى دارد، و نه عجم بر عرب، نه سياهپوست بر گندمگون، و نه گندمگون بر سياهپوست، مگر به تقوا، آيا متن دستور الهى را ابلاغ كردم؟ همه گفتند: آرى! فرمود: اين سخن را حاضران به غائبان برسانند»


  1. سوره حجرات، آيه 13

تشبیه توسّل‏ به استفاده از موبایل

گاه برخی از مخالفان توسل که تحت تأثیر افکار وهابیت قرارگرفته‌اند برای انکار توسل از شیوه تشبیه استفاده می‌کنند. مثلاً گفته می‌شود: توسل کردن به اموات، در حالی که خدا همه‌جا هست و صدای همه را می‌شنود و همه‌چیز را می بیند و قادر بر همه‌چیز است ، مانند این است که دو نفر که کنار هم نشسته با موبایل با یکدیگر صحبت کنند. درواقع موبایل را واسطه قرار بدهند در حالی که می‌توانند مستقیم با یکدیگر صحبت کنند و اگر درخواستی دارند مطرح کنند!

پاسخ این شبهه بسیار آسان است زیرا اگر برفرض چنین تشبیهی درست باشد، تنها اشکالی که به این کار می‌توان گرفت ناعاقلانه بودن آن است یعنی در چنین حالتی فقط می‌توان به شخصی که از موبایل استفاده می‌کند گفت نادان است اما آقایان وهابی سریعاً شخص را تکفیر می‌کنند و او مشرک می‌خوانند و به همین بهانه ریختن خون او را حلال می دانند، آن‌هم به خاطر کاری که تنها از نظر آنها عاقلانه نیست.

اما این تشبیه مشکل دیگری هم دارد. و آن اینکه در طول تاریخ چنین اعمالی که ازنظر وهابیان غیرعاقلانه یا مشرکانه هست، توسط اولاد انبیاء و صالحان اتفاق افتاده و مورد تائید قرارگرفته است. اگر بگوییم در دسترس بودن خدا برای همگان، موجب شرک است، باید گفت فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام نیز مشرک بودند و حضرت یعقوب هم ایشان را تائید کرده و در شرک ایشان شریک است زیرا باوجوداینکه خداوند در دسترس همگان ازجمله فرزندان حضرت یعقوب بود، آن‌ها از حضرت خواستند برایشان استغفار کند و ایشان هم قبول کرد يا ابانا اسْتَغْفِرْ لَنا انّا كُنّا خاطِئينَ؛ اى پدر! براى ما، از خدا آمرزش بخواه، چراکه ما خطاكار بوديم سَوْفَ اسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبّى؛ به‌زودی براى شما از پيشگاه پروردگارم طلب آمرزش مى‏كنم‏ (1)

. در حالی که بنا بر مسلک وهابیان باید حضرت یعقوب علیه السلام می‌فرمود بروید خدا در دسترس شماست. بروید خودتان برای خودتان استغفارکنید و کار غیرعاقلانه و مشرکانه انجام ندهید.

همچنین در صدر اسلام اصحاب پیامبر از یکدیگر درخواست دعا می‌کردند که ، طبق این تشبیه، چنین کاری، عملی مشرکانه و غیرعاقلانه بوده است. چراکه خدا برای همه اصحاب در دسترس بود و هرچه می‌خواستند، می‌توانستند مستقیماً به خدا بگویند، حال‌آنکه هیچ مسلمانی مشرک بودن اصحاب پیامبر را نمی‌پذیرد.

اما در جواب اینکه چرا باوجوداینکه می‌توان مستقیماً از خدا چیزی خواست توسل می‌کنیم؟

باید گفت: طلب دعا یا مغفرت باواسطه یا بی‌واسطه با یکدیگر منافاتی ندارند اما  « توسل » ، عامل سرعت بخشی است که امید استجابت را افزایش می‌دهد و البته خداوند خود دستور به توسل داده است. یا ایها الذین امنوا اتقواالله و ابتغوا الیه الوسیلة؛ ای کسانی که ایمان آورده اید از او ( در انجام معاصی و محرمات ) بپرهیزید و به سویش با وسیله راه یابید.(2)

همچنین از سیره و عمل اولیا خدا و اصحاب نیز می‌توان می‌توان فهمید که توسل امید استجابت بیشتری دارد زیرا اگر مستقیماً دعا کردن بهتر بود آن‌ها به‌جای واسطه قرار دادن غیر خدا، مستقیماً از خدا طلب آمرزش و یا دیگر دعاهایشان را می‌داشتند.


  1. سوره يوسف، آيات 97 و 98

  2. سوره مائده، آیه 35

نظر اسلام در مورد همزيستى با پيروان دیگر ادیان

سؤال: آیا اسلام معتقد است باید دیگران را مجبور به پذیرش اسلام کرد؟ در غیر این صورت راه دعوت به اسلام چیست؟
ازنظر ما مسلمانان تنها آيين صحیح خداوند در اين زمان اسلام است. بااین‌وجود معتقديم بايد با پيروان مذاهب آسمانى ديگر «همزيستى مسالمت‏ آميز» داشته باشيم، خواه در كشورهاى اسلامى زندگى كنند خواه در بيرون آن، مگر كسانى از آن‌ها كه در مقام مبارزه با اسلام و مسلمين برآيند: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِى الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ انْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا الَيْهِمْ انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ؛ خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه به خاطر دين با شما پيكار نكردند و شما را از خانه و وطنتان بيرون نراندند، نهى نمى‏كند، زيرا خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد».(1)
البته ما معتقديم با بحث‏هاى منطقى مى‏توان حقيقت اسلام و تعليمات آن را براى ساير مردم جهان، تبيين و آشكار كرد، و جاذبه اسلام را به‌قدری قوى مى‏دانيم كه اگر به‌درستی تبيين گردد، گروه‏هاى زيادى را به خود متوجّه خواهد ساخت، به‌خصوص در دنياى امروز كه گوش شنوا براى شنيدن پيام اسلام، بسيار است. همچنان که امروزه به علت گسترده شدن ارتباطات بین‌المللی، روزبه‌روز مشاهده می‌شود که تعداد مسلمانان در جهان در حال افزایش است. این پدیده مخصوصاً در کشورهای اروپایی که از فرهنگ و نظم و پیشرفت علمی برخوردارند نشان از این می‌دهد که تازه‌مسلمان شده‌ها، منافاتی بین اسلام و نظم و پیشرفت خود نمی‌بینند. این‌ها همه در حالی است که هجمه شیطانی علیه دین اسلام در رسانه‌های جهان، و همچنین افراطی‌گری‌های برخی منسوبان به اسلام، به نحو چشم‌گیری در حال تبلیغ است. حال تصور کنید اگر این جنگ رسانه‌ای و حماقت داعش مسلک‌ها نبود اکنون اسلام چه جایگاهی داشت.
به همين دليل‏ ما معتقديم: نبايد اسلام را از طريق جبر و فشار به ديگران تحميل كرد: «لا اكْراهَ فِى الدِّين قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَى؛ در قبول دين اكراهى نيست زيرا راه درست از نادرست آشكار شده است».(2)
بلکه بهترین راه دعوت به اسلام عمل كردن مسلمين به دستورهاى جامع اسلام‏ است.« كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ ألسِنَتِكُم ، لِيَرَوا مِنكُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ وَالصَّلاةَ وَالخَيرَ ، فَإِنَّ ذلِكَ داعِيَةٌ؛  مردم را با غير زبان خود [به مذهب خويش] دعوت كنيد، تا پارسايى و سخت كوشى [در عمل و عبادت] و نماز و خوبى را از شما ببينند؛ زيرا اينها، خود [بهترين] مبلّغند.»(3)


  1. سوره ممتحنه، آيه 8
  2. سوره بقره، آيه 256
  3. اصول کافی : ج2 ، صفحه 78

معرفی پادکست های Effortless-English

اگر می خواهید برای یادگیری زبان انگلیسی از مهارت شنیداری خود به خوبی استفاده کنید، اگر می خواهید از ذهن خود برای خلاقیت در زبان آموزی استفاده کنید، اگر از روش های معروف آموزش زبان نتیجه دلخواه را نگرفته اید و اگر می خواهید بدون تامل و تپق زدن مانند یک آمریکایی صحبت کنید، پیشنهاد ما استفاده از مجموعه آموزشی انگلیسی بدون کوشش یا Effortless English می باشد. این مجموعه توسط یکی از باتجربه ترین و دلسوز ترین اساتید زبان انگلیسی تهیه شده که بر تجربه چندین ساله این استاد استوار است. در این روش بدون اینکه کوچکترین تکیه روی یادگیری لغت و گرامر شود مکالمه و دیگر فنون و مهارت های انگلیسی به شما آموخته خواهد شد. این استاد حتی گام را فراتر گذاشته و حفظ لغت و یادگیری قواعد و گرامر را مضر میداند. او برای زبان آموزان هفت قانون در نظر گرفته است که معتقد است اگر کسی واقعا می خواهد یک بار برای همیشه زبان انگلیسی را بیاموزد باید آنها را رعایت کند. دراین پست علاوه بر قوانین استاد A j Hoge کل دروس ارائه‌شده نیز بروی سایت قرار داده خواهد شد.

effortless

نکته‌ای که باید در نظر داشته باشید اینکه برخلاف تصور بسیاری از سایت‌ها که این مجموعه را تحت عنوان 6 یا 5 سطح آموزشی ارائه می‌کنند، همه دوره‌ها در یک سطح آموزشی قرار دارد. آنچه در هر بخش تغییر کرده شیوه و مطالب آموزش است که این امر بعد از دقت در بخش‌ها به‌راحتی قابل‌تشخیص است. بنابراین می‌توانید با توجه به تنوع موضوعات و روش ارائه‌شده از هر بخشی که تمایل دارید شروع کنید.

با توجه به اینکه این مجموعه با حجم معمولی بر روی اکثر سایت‌های آموزش زبان قرار دارد، نسخه کم‌حجم شده با حفظ کیفیت را بر روی سایت بارگذاری کردیم با برای عزیزانی که سرعت اینترنت ضعیف‌تری دارند نیز بهره‌مند شوند.

کنترل خشم

کنترل خشم، کنترل خشم و عصبانیت و اداره آن در محیط خانواده :

۱) کاری که به آن مشغول هستید را رها کرده، محل را ترک کنید، قدری راه بروید، و آنقدر خارج از آن مکان بمانید تا احساس خشم در شما برطرف شود…

۲) برای این دور شدن از محل در جهت زایل کردن احساس خشم، از قبل میان خود و نزدیکانتان – همسر و غیره – آمادگی ایجاد کنید. برای این کار، در زمانی که همه چیز عادی است و هیچ یک خشمگین نیستید، درباره فایده ای که «متوقف کردن عصبانیت و ترک محل به صورت موقت و به اصطلاح Time out» دارد صحبت کنید و به توافق برسید. با هم قرار بگذارید که هر موقع یکی از طرفین جمله « من باید بروم و تایم اوت بگیرم» یا جملاتی از این قبیل را گفت، هر دوی شما برای مدتی از هم کناره بگیرید. در این باره حتماً از قبل با هم قرار بگذارید که زمان جدا بودن چه مدت خواهدبود، یکساعت ، دوساعت و… سپس درپایان این مدت حتماً دوباره به نزد هم برگردید.

۳) پس از این مدت جداماندن و بازگشتن اگر هر دو یا یکی از طرفین هنوز برخود مسلط نشده و به Time out احتیاج داشت دوباره از یکدیگر Time out بگیرند.

۴) شیوه حرف زدن با خود را در این لحظات کاملاً عوض کنید. مثلاً به جای اینکه با خود تکرار کنید که «چرا خشمگین هستید؟» و یا «چقدر احساس خشم و عصبانیت می کنید!» با خود بگویید که این شما هستید که نوع عکس العمل و پاسخ خود را به موقعیتی که باعث عصبانیت شما شده انتخاب می کنید و بنابراین می توانید نوع «خوشایند» را انتخاب کنید و یا نوع «بی تفاوت» را نسبت به آن موضوع خاص.

یک نکته در مورد رنگ آمیزی منزل

➖بسیاری از افراد بر این باورند که رنگ سفید خانه را بزرگ تر نشان می دهد. بر خلاف تصور عموم اگر تمام دیوارهای خانه سفید باشد فضا بزرگ تر به نظر نخواهد رسید به همین دلیل قصد داریم شما را با توصیه هایی از متخصصان طراحی داخلی در مورد کاربرد رنگ ها برای تزئین خانه آشنا کنیم.

➖یکی از بهترین راه ها برای بزرگ نشان دادن فضا انتخاب رنگ های روشن است. در مرحله بعد باید به سراغ رنگ های متضاد و زنده تری بروید و در لابه لای فضای خانه از رنگ هایی مانند زرد، آبی و سبز استفاده کنید. البته یادتان باشد که تجمع این رنگ ها در کنار هم چندان جالب نیست و بهتر است فضای خالی بین رنگ ها را داشته باشید. ترکیب رنگ های تند با فضای منفی در بزرگ جلوه دادن خانه شما نقش مهمی دارد.

➖اگر در خانه شما یک راهرو وجود دارد که به اتاق نشیمن ختم می شود بهتر است رنگ راهرو را تیره تر در نظر بگیرید. در این صورت بعد از عبور از راهروی تاریک فضای روشن اتاق نشیمن وسیع و جا دارتر به نظر می رسد.

➖گاهی اوقات اگر یکی از دیوارها را تیره تر در نظر بگیرید فضای کوچک خانه شما بزرگ تر دیده می شود. از رنگ های تیره و پررنگ نترسید. بعضی وقت ها انتخاب یک رنگ تیره تر برای یکی از دیوارها سبب می شود که این دیوار به مرکز توجه تبدیل شده و دورتر به نظر برسد. با این ترفند فضا بزرگ تر نشان داده می شود.

➖برای اینکه آپارتمان تان را به بخش های مختلف تفکیک کنید، مثلا بخشی را به میز کار اختصاص دهید، فقط کافی است برای دیوار آن قسمت رنگ متفاوتی در نظر بگیرید. البته بهترین کار این است که این رنگ با سایر دیوارها تضاد زیادی نداشته و از همان خانواده اما کمی تیره یا روشن تر باشد.

➖آشپزخانه یکی از فضاهای عالی است که می توانید رنگ های مختلف را داخل آن امتحان کنید. بهتر است بشقاب های چینی تزئینی را روی دیوار بیاویزید. در این صورت در استفاده از فضا صرفه جویی می کنید و البته رنگ های بیشتری را در آشپزخانه نمایش می دهید. اگر در مراحل اولیه ساخت آپارتمان هستید کاشی ها را رنگی انتخاب کنید و از به کاربردن رنگ های تند نترسید. در اینجا هم می توانید رنگ یک دیوار را متفاوت انتخاب کنید. چیدن ظروف ادویه روی پیشخوان و استفاده از ادویه هایی با رنگ های مختلف هم یک راه دیگر برای داشتن آشپزخانه ای شاد و رنگارنگ است.

➖اگر رنگ سقف را کمی تیره تر در نظر بگیرید و این رنگ تیره را تا ۳۵سانتیمتری بالای دیوار ادامه دهید فضا بزرگ تر به نظر می آید. اگر در بخش پایینی دیوار راه راه های متالیک را در زمینه ای روشن تر به کار ببرید نتیجه کارتان به مراتب رضایت بخش تر می شود.

➖برای رنگ دیوار ها و اجزای دکوراسیونی خانه هر رنگی را که انتخاب می کنید، یک شیء مشکی هم در فضای خانه قرار دهید. یک جسم سیاه مانند آباژور، مجسمه، جا شمعی و … سبب می شود که سایر رنگ های خانه بهتر به چشم بیایند. این نکته را حتما امتحان کنید تا ببینید در بهتر شدن فضا چه تاثیر مثبتی دارد.

➖یکی از موثرترین راه ها برای تغییر رنگ خانه ،رنگ آمیزی دیوارهاست. این روزها رنگ هایی هم در بازار موجودند که بدون بو هستند و زودتر خشک می شوند اما هزینه خریدشان بیشتر است. اگر امکان رنگ آمیزی دیوارها به هر دلیلی برایتان وجود ندارد می توانید با کمک تابلوهای نقاشی بزرگ، یک بوم از رنگ های مورد نظر یا حتی به کمک پارچه های رنگی روی دیوار رنگ های تازه ای به وجود آورید. در این صورت هر زمان که آمادگی داشتید یا به خانه دیگری نقل مکان کردید می توانید به سراغ قلم مو و قوطی های رنگ بروید.

@happyhousekeeping