معارف قرآن – درس اول

با این که ما همانند متکلمان و فلاسفه می توانیم از عقل مان استفاده کنیم و درباره خداوند سخن بگوییم چه ضرورتی دارد که از خداشناسی در قرآن بحث شود. برای پاسخ بدین پرسش لازم است که در آغاز از انواع شناخت سخن بگوییم.

holly-quran-book

روش های بدست آوردن حقایق عالم چیست؟

آگاهی یافتن انسان از واقعیت ها و حقایق عالم  به وسیله روش های ذیل ممکن است:

  1. علم حصولی: آدمی پیش استاد می رود مطالعه می کند فکر می کند و آن گاه چیزهایی را به دست می آورد. راه مرسوم برای  غالب مردم دنیا همین راه است. این راه «علم حصولی» نام دارد که متکلمان و فیلسوفان همین راه را طی می کنند. اندیشه ورزی و تعقل، فهم از راه دیدن، شنیدن  لمس کردن و چیزهای دییری که در هر صورت در اختیار انسان است و ابزار فهم آدمیان به شمار می رود.
  2. مکاشفه: راه دوم راه دشوارتری است که راه مکاشفه و راه شهود نام دارد. این کار یک مقداری دشوارتر اسدت و برای هر کسی میسور و ممکن نیست. انسان باید سختی هایی متحمل شود، هرچند گاهی بدون طی کردن سختی ها به انسان الهام می شود و آن الهام ها نیز عمدتا شهودی است؛ یعنی از طریقی کشف های درونی به ذهن و دل انسان القا می شوند و انسان به چیزی علم پیدا میکند. گمان نمی کنم بشود این را انکار کرد چه اینکه برای خیلی ها اتفاق افتاده است که یک دفعه به ذهن شان چیزی خطور می کند بی آن که مطالعه کند و یا پیش استاد برود و حتا در مورد آن بیندیشد. صرفا یک الهام و القا در نفس است و گاهی کار اندکی پیچیده تر می شود. بدین معنا که آدمی باید راه هایی را طی کند، ریاضت بکشد تا بر اثر تزکیه نفس و پاک کردن دل حقایقی بر آیینه دلش منعکس شود. راهی که به عرفا نسبت داده می شود همین است. این راه برای انسان ها نسبی است؛ بدین معنا که برخی از انسان ها کمتر و برای برخی دیگر بیشتر است ولی در هر صورت اصل این راه غیر قابل انکار است
  3. ایمان: انسان می تواند از طریق اعتماد به شخصی به حقایقی دست یابد. همین که کسی به کس دیگری اعتماد می کند آن اعتماد برای انسان زمینه ای را فراهم می کند که انسان بتواند با اعتماد به آن شخص گفتارها و آموزه های او را بشنود و به او ایمان بیاورد و بپذیرد که اینها حقایقی است که آن شخص مورد اعتماد به انسان میدهد. شاید در بحث های معرفت شناسی این کمتر مورد توجه قرار گیرد، ولی به نظر می رسد که این در سطح توده های مردم متعارف است. مثل اینکه کسانی به خبرگزاری هایی اعتماد می کنند و خبرهای آن را قبول میکنند با اینکه نه مکاشفه می کنند و نه این که راه حصول دارند.

گاهی درجه اعتماد عمیق تر می شود و اعتماد نسبت به افرادی است که با عالم ماورای طبیعت سر و کار دارند. صرف همین اعتماد باعث میشود که به گفته ها و آورده ها و به تعبیر دینی به آموزه های دینی ایمان بیاورد و آنها را باور کند. از این رو هنگامی که پیامبری مورد اعتماد مردمی قرار میگیرد و مردم به او ایمان میآورند وقتی او از بهشت، جهنم، قبر، قیامت، لوح، قلم، عرش و چیزهای دیگری که در اختیار بشر نیست و انسان نمیتواند به آنها دسترسی پیدا کند مخالفت می کند و می گوید که اینها درست است. بخش قابل توجهی از باورهای اعتقادی ما مربوط به این راه سوم است. بیشتر انسان ها برای رسیدن به ماورای طبیعت نه راه علم حصولی در اختیار دارند و نه این که همه انسان ها این امکان برایشان وجود دارد که بتوانند با کشف و شهود به همه حقایق عالم دست یابند. به نظر میرسد که ساده ترین راه برای توده های مردم اعم از کسانی که تحصیلات عالی دارند و ندارند این است که یک انسان مورد اعتماد خبرهایی بیاورد و دیگر انسان ها به او اعتماد داشته باشند و سپس به او ایمان بیاورند. البته اعتماد و ایمان پیدا کردن لغزشگاه خیلی عجیب، پیچیده و لغزنده ای است. به وجود آمدن آن اعتماد باعث میشود که انسان همه خبرها و آموزه های او را قبول داشته باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *